سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
81
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
پنجم واقع شده باشد در موقع تصغير حذف مىشود مانند حولايا كه حويلىّ مىشود . و امّا الف ممدوده چه در مرتبه چهارم باشد و چه غير آن موقع تصغير حذف نميشود مانند خنفساء و صحراء كه خنيفساء و صحيراء ميشوند . 10 - اسمائيكه به صيغه جمع كثره هستند موقع تصغير ابتداء به صيغه جمع قلّة برده شده سپس وزن قلّة را مصغّر ميكنند و يا بواحد برگردانده آنگاه واحد را به صيغه جمع سالم درآورده سپس جمع را مصغر مىكنند مانند غلمان كه تصغيرش غليمة و غليّمون مىشود . 11 - اگر بخواهيم مركبات را مصغّر كنيم كافى است فقط جزء اوّل آنها را مصغر نمائيم چه مركب اضافى باشد مانند عبد اللّه كه عبيد اللّه مىشود و چه مزجى مانند خمسة عشر كه خميسة عشر ميگردد و چه غير ايندو . 12 - اتّفاق است بين علماء ادب در جواز تصغير ترخيم اجمالا و منظور از تصغير ترخيم اينستكه ابتداء زوائد كلمه را حذف كرده سپس آن را مصغّر نمايند چنانچه در تصغير احمد حميد ميگويند زيرا همزه زائد مىباشد لكن اختلافست بين آنها در اينكه در تمام كلمات تصغير ترخيم جايز است يا در خصوص بعضى كلمات فرّاء فقط در اعلام جايز دانسته و غير علم را تجويز نكرده است و لكن علماء بصره در تمام موارد قائل بجواز شدهاند و شاهد بر كلام ايشان ضرب المثلى است بين عرب كه آن را ميدانى در كتاب مجمع الامثال ذكر كرده كرده است و آن اينست : عرف حميق جمله ( احمق شتر خود را شناخت ) كه حميق تصغير احمق است و حرف زائد آن موقع تصغير حذف شده با اينكه علم هم نيست . 13 - تا اينجا قواعدى كه ذكر شد راجع باسماء معيّنه بود و امّا تصغير در اسماء مبهمه و مراد از اين اسماء كلماتى استكه بتصريح و وضوح